امروز بچه های دوازدهم مدرسه نیومده بودن و منم هر سه زنگ دوازدهم داشتم. زنگ اول بیکار تو دفتر نشستم و با همکارا حرف زدیم، زنگ دوم کلاس فوق برنامه بچه های دهم (که قرار بود بعد از ساعت مدرسه برگزار بشه) تشکیل دادم و زنگ سوم هم به مدیر گفتم من دیگه میرم و مدرسه کاری ندارم نزدیک خونه که رسیدم دیدم چقدر دلم نون خامه ای میخواد، دور زدم رفتم سمت شیرینی ی. یدونه شیرینی ی جدید اخیرا دیده بودم که از بیرون جذاب بنظر میومد، تو اون شلوغی کلی پارک کردم پیاده شدم مدرسه ,شیرینی ی منبع
درباره این سایت